خوشبختم یا خوشوقتم؟

این از اون چیزاییه که همیشه لج منو در میاره. البته بیشتر تو حرف زدن کاربرد داره تا نوشتن، ولی من می‌خوام از این فرصت استفاده کنم و بگم.

ببینین، وقتی دو نفر همدیگه رو برای اولین بار می‌بینن و به همدیگه معرفی می‌شن، کسی که اول معرفی شده بعد از این‌که معرفی نفر دوم تموم بشه می‌تونه بگه “خوشوقتم”. البته نفر دوم هم می‌تونه بگه، ولی قشنگ‌تر اینه که اولی بگه.

حالا دوتا مشکل وجود داره:

1. قبل از این‌که کسی رو بهتون معرفی کنن نباید بگین “خوشوقتم”. باید صبر کنین اون رو هم معرفی کنن و بعد بگین. بعضی‌ها وقتی نفر اول معرفی بشن، قبل از این‌که طرف دوم معرفی بشه دستشون رو دراز می‌کنن طرفش و می‌گن “خوشوقتم”؛ از چه بابت خوشوقتی؟‌ یه کم صبر کن اون رو هم معرفی کنن بعد بگو، که مثلا بگیم از بابت آشنایی با اون آدم خوشوقتی.

2. اکثرا به جای “خوشوقتم” می‌گن “خوشبختم”! آخه یعنی چی؟ یه نفر من رو ببینه و برگرده بهم بگه “من خوشبختم”، خوب خوش به حال شما که خوشبختی، به من چه ربطی داره؟ وقتی آدم می‌گه “خوشوقتم”، یعنی اوقات خوشی دارم که مثلا به خاطر آشنایی با شماس.

“بر روی‌” یا “روی”

این دوتا جمله رو ببینین:

خودکار را بر روی میز قرار دادم.

خودکار را روی میز قرار دادم.

کدومش درسته؟

هردوش درسته. حالا کدومش بهتره؟

ظاهرا مده که دومی رو بهتر بدونیم.

این دوتا و امثال این‌ها که خیلی هم زیاد هستن، به هر دو صورت کاربرد دارن و داشتن و احتمالا خواهند داشت. دومی یه جور خلاصه شده اولیه؛ به نظر من دومی روون‌تر میاد، شما چی فکر می‌کنین؟

و یا!

اینو ببینین:

برای اصلاح مشکل روش پنجم، هفتم و یا دوازدهم را به کار ببرید.

خوب، می‌شه جمله رو این‌طوری هم نوشت:

برای اصلاح مشکل روش پنجم، هفتم یا دوازدهم را به کار ببرید.

کدوم بهتره؟ من که می‌گم دومی. الان اکثر ویراستارا اولی رو غلط می‌دونن، در حالی که ظاهرا همچین غلط هم نیست. ولی به هر حال، به نظر من الان که دنیامون انقدر منطقی شده و از “و” و “یا” به عنوان or و and منطقی هم استفاده می‌کنیم، بهتره به جای “یا”‌ از “و یا”‌ استفاده نکنیم.

این رو هم بگم که اگه تو متنتون از “و یا” استفاده کنین، ارزشش از نظر خیلی‌ها کم می‌شه.

استفاده نابجا از ضمیر

این اشتباه خیلی زیاده. وقتی اولین کتابم رو ترجمه می‌کردم متوجه اشتباه بودنش نبودم. مدیر انتشارات بهم توضیح داد که همچین چیزی درست نیست. البته فقط به من گفت که “تو زیاد از ضمیرایی مثل ‘شما’ استفاده می‌کنی؛ تو فارسی نباید این‌طوری نوشت”.

این جمله رو ببینین:

ناپسند: شما می‌توانید برای اصلاح متن روی دکمه Edit کلیک کنید.

گزینه بهتر: می‌توانید برای اصلاح متن روی دکمه Edit کلیک کنید.

به نظرتون دومی بهتر نیست؟

انگلیسیش یه چیزی تو مایه‌های You can click on بوده. تو انگلیسیش هم می‌تونیم You رو حذف کنیم؟

مسلما نمی‌تونیم، چون Can به تنهایی مشخص نمی‌کنه که ماجرا به You مربوط می‌شه یا به کس دیگه. پس مشخص شد که اون ضمیری که تو انگلیسی میاد کارکردش چیه. اون چیزی که تو فارسی این کارکرد رو داره، می‌ره میچسبه به ته فعل: “ید” در “می‌توانید”.

پس ترجمه دقیق You Can به فارسی می‌شه “می‌توانید”، نه “شما می‌توانید”. ترجمه دوم اصلا جالب نیست و احتمالا همین ترجمه‌ها بودن که باعث شدن الان انقدر زیاد از ضمیر استفاده کنیم،‌ در حالی که لازم نیستن.

فقط وقتی باید ضمیری مثل “شما”‌رو اضافه کرد که بخوایم روش تاکید کنیم یا تو حالت پیچیده‌ای قرار گرفته باشیم و با این کار بتونیم ابهام جمله رو کم کنیم.

“ه” به جای ” ِ “

این اشتباه واقعا بده، خیلی بده! من هروقت تو وب همچین چیزی می‌بینم تعجب می‌کنم. این جمله رو ببینین:

نادرست: این بهترین کیبورده لاجیتکه.

به نظرتون زیاد از حد بد نیست؟ تو این جمله “کیبوردِ لاجیتک” یه ترکیبه که بهش می‌کن ترکیب اضافی. این ترکیب باید تو خط با کسره نمایش داده بشه، نه “ه”، چون “ه” یه حرفه و به این سادگی‌ها حرف برای ترکیب کلمه‌ها بهشون اضافه نمی‌شه. پس درستِ جمله قبلی این می‌شه:

درست: این بهترین کیبورد لاجیتکه.

گاهی ممکنه ترکیب اضافی یه جوری باشه که خواننده رو دچار مشکل کنه (دفعه اول که می‌خونه اشتباه بخونه، خودش بفهمه و برگرده دوباره بخونه؛ این یعنی روون نبودن متن). تو این حالت می‌شه کسره اضافه رو هم گذشت که به خواننده کمک کنه:

درست: این بهترین کیبوردِ لاجیتکه.

کسره تو کیبورد من با Shift+C ساخته می‌شه.

راستی، تو حرکت‌گذاری زیاده‌روی نکنین، متن فارسی نباید علایم حرکت‌گذاری زیادی داشته باشه.

حالا این جمله رو ببینین:

این بهترین کیبورده.

نظرتون چیه؟ این جمله با این‌که شبیه قبلیه، غلط نیست. “کیبورده” ترکیب خلاصه شده و غیرکتابی اینه: “کیبورد است”.

استفاده از “یک”

از “یک” زیاد از حد استفاده می‌کنیم. قرار نیست متن فارسی انقدر “یک” داشته باشه.

علت این مشکل اینه که به ترجمه لغت به لغت زبون‌هایی مثل انگلیسی عادت کردیم. هرجا مثلا پیش از کلمه‌ای a ببینیم، قبل فارسیش “یک” می‌ذاریم. تو اکثر مواقع باید “یک” رو حذف کرد یا به‌جاش “ی” نکره به آخر کلمه اضافه کرد.

مثلا جمله It’s a car رو در نظر بگیرین. اون رو چطوری ترجمه می‌کنین:

گزینه رایج: این یک ماشین است.

گزینه بهتر: این ماشین است.

حالا گذشته از این‌که ترجمه چطوری بوده و چطوری هست و چطوری خواهد بود، ماجرا اینه که خیلی از کلیشه‌های ترجمه وارد زبان نوشتاری معمولیمون هم شده، طوری که وقتی ترجمه نمی‌کنیم هم از دست‌پرورده‌های ترجمه استفاده می‌کنیم.

ناپسند: اینجا یک وبلاگ ادبی نیست.

گزینه بهتر: اینجا وبلاگی ادبی نیست.

فقط مراقب باشین که تو این کار زیاده‌روی نکنین، بعضی وقتا (مثلا 5٪ مواقع) لازمه که “یک” همون “یک” باقی بمونه.

محل علایم نقطه‌گذاری

سادس، ولی بعضی‌ها اشتباه می‌کنن و مثلا دو طرف ویرگول فاصله می‌ذارن.

کلا علامت‌ها از نظر محل قرارگیری دو گروه هستن:

گروه 1: علامت‌هایی مثل نقطه، نقطه-ویرگول، ویرگول، دو-نقطه و …

این علامت‌ها باید به حرف قبل بچسبن و با حرف بعد فاصله داشته باشن.

نادرست:‌علامت‌های گروه اول ، مثل ویرگول ، باید به حرف قبلی بچسبن.

نادرست: علامت‌های گروه اول ،مثل ویرگول ،باید به حرف قبلی بچسبن.

درست: علامت‌های گروه اول، مثل ویرگول، باید به حروف قبلی بچسبن.

گروه 2: علامت‌هایی مثل پرانتز، گیومه، آکولاد و …

این علامت‌ها جفتی هستن؛ علامت اول باید به حرف بعدی بچسبه و علامت دوم به حرف قبلی.

نادرست:‌علامت‌های گروه دوم ( مثل پرانتز ) جفتی هستن.

نادرست: علامت‌های گروه دوم( مثل پرانتز )جفتی هستن.

درست: علامت‌های گروه دوم (مثل پرانتز) جفتی هستن.

این قاعده تو زبون‌های دیگه هم هست؛ مثلا متن انگلیسی هم باید همینطور باشه. بهتره این توصیه رو کاملا رعایت کنین، چون تو ارزش‌گذاری متن اهمیت زیادی داره.

شروع کار وبلاگ

یه مدتی تو فکر راه‌اندازی همچین وبلاگی بودم. با این‌که این روزا کارای زیادی داشتم، هوسم اجازه نداد که وقتم رو صرف ساختن این وبلاگ نکنم. البته نمی‌دونم،‌ به نظر میاد که وردپرس-دات-کام اجازه ویرایش تمپلیت رو نمیده… یا شاید من سر در نمیارم. به هر حال، از امروز به بعد نوشتنم شروع می‌شه.

ورودی‌های تازه‌تر »