احتمالا جملهای شبیه این رو زیاد خونده باشین:
… از ضعفهای شدیدی برخوردار بوده است…
این جور جمله به نظر من دوتا مشکل داره؛ مشکل اول اینه که بی دلیل طولانی شده و مثلا به جای اینکه بگه “ضعفهای شدیدی داشته است” همچین چیزی رو گفته. معمولا بهتره که مفهوم رو با سادهترین روش منتقل کرد.
مشکل دوم اینه که اینطور جملهها با روح زبان فارسی سازگار نیست. هر زبان روحی داره که چیزهایی بیشتر از قواعد دستور زبان رو به فرم اعمال میکنه. زبان فارسی یه گرایش مهم تو این زمینه داره که تو زبونهای دیگه زیاد نیست، اون هم تمایز قال شدن بین جاندار و بیجان و مطلوب و نامطلوبه. خیلی از چیزهایی که برای جانداران استفاده میشه رو بهتره برای بیجان استفاده نکرد (مگر اینکه بخوایم با گرایشی شاعرانه اون رو جاندار فرض کنیم). چیزهای مطلوب و نامطلوب هم از نظر صفتها و فعلها با هم فرق میکنن و اگه جابجا استفاده بشن، در فارسی اصیل، به معنی نوعی کنایهس.
برخورداری جنبهای مثبت داره و ضعف جنبهای منفی. به این خاطر نباید ضعف رو با برخورداری بیاریم، چون با روح زبان فارسی نمیخونه. اگه بگیم “… از ضعفهای شدیدی برخوردار است…” به این معنیه که ضعف برای اون چیز نوعی امتیازه.
اگه به این فکر میکنین که چه دلیلی داره یه زبانی همچین قواعد محدود کنندهای داشته باشه، جواب من (که البته بهتره دنبال جوابهای حرفهایتر بگردین) اینه که این قواعد با اینکه محدود کننده هستن، توانایی انتقال مفهوم زبان رو خیلی بیشتر میکنن.
به هر حال، متاسفانه اکثرا با این ریزهکاریهای زبانمون بیگانه شدیم؛ ریشهیابی دلیلش هم سخته.
در حاشیه: مدت زیادی اینجا ننوشتم؛ البته کار زیاد داشتم، ولی دلیل اصلیش این نبود. راستش یادم رفته بود که اینجا هم هست. یکی از دوستان یادآوری کرد، دوباره اومدم نوشتم.
